محمد مهدی جانمحمد مهدی جان، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

مغز بادام

چهارده ماهگیت مبارک

29 اردیبهشت وارد چهارده ماهگیت شدی چشم به هم بزنیم هم سن داداشی و باید بری کلاس اول الهی قربون جفتتون بشم -حسابی وابسته شدی بهم هر گوشه ای میرم بدو چهار دست و پا دنبالم میای اصرار هم داری بغلت کنممنم دلم برات میسوزه میگیرم بغلم ولی بابا یی میگه بغلت نکنم بغلی میشی خودش تو همچین شرایطی بغلت نمی کنه هر چقدر هم گریه کنی راستش خودم هم نمی دونم تو این سن باید چکار کنم... -تا لباس می پوشم میفهمی چه خبره تا لباسای تو رو تنت میکنم لفظ د----د رو به کار میبری البته د دومی رو با مکث میگی اون موقعست که میخوام غورتت بدم -تفریح مورد علاقه این ماه از زندگیت  بالا و پایین کردن از پله های خونه متامان جون مرضیه ست تا ازت غافل میشیم تو راه پله می...
8 خرداد 1393

سیزده ماهگی

امروز14 اردیبهشت نود وسه است روز شمار وب میگه یکسا ل وچهارده روزشانزده ساعت وهفت دقیقه وبیست ثانیه هستی... حسابی بازی گوش شدی به سختی میخوابونمت بهت شیر میدم تا یه محرک به وجود میاد بدو سمت صدا میری ببینی چه خبره جا نمونی.. کتاب داستان تو ورق میزنی با انگشت اشاره عکشاشو نشون میدی اااااااااااااااااااااااازیاد میکنی صداتو مندازی سرت سر ما هم میخوری از خواب بلند میشی اول شیر می خوری بعد صبحونه یا بیسکویت مادر میخوری یا حلوا شکری بعد بد اخلاقی میکنی حتما به فاصله دو ساعت باید بخوابی باز میخوابی بیدار میشی مه مه میخوری بعد سوپ بعد ترش بازیو.. کلمه ماما گاها تبدیل به مامان میشه بابا رو گاها با بای بای قاطی میکنیبهت میگم بابا اومد تو...
22 ارديبهشت 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مغز بادام می باشد