محمد مهدی جانمحمد مهدی جان، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

مغز بادام

بیست و هشت ماهگی پسرم

1394/4/27 19:45
نویسنده : مامان صبا
337 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلکم خوبی مامانم 

متاسفانه خیلی وقته که وبلاگتو آپ  نکردم مامان جونم

الان به حمداله بزرگتر شدی خیلی کارها رو خودت مستقل انجام میدی 

غد و جیغ جیغو بهانه گیر شدی

کلمه هاتو کامل ادا می کنی زبونت رو بیشتر از همه خودم و داداشی متوجه میشیم

درکل خیلی خوب و قابل فهم صحبت میکنی 

در حال حاضر شانزده تا دندون داری

شکلات المان میوه ای خیلی دوست داری  شیر کاکایو که دیگه عاشقشی 

ازت اسمتو می پرسم میگم اسمت چیه ؟میگی من 

میگم بگو محمد مهدی میگی محمد مهدی

بهت میگم فامیلیت چیه ؟باز تکرار میکنی میگم چند سالته؟می گی دوو(او)تلفظ میکنی

راستی سیزده به در امسال94 از شیر گرفتمت خیلی اذیتم نکردی گفتم بو شده دیگه نخوردی ولی یادمه شبش موقع خواب خیلی اذیت شدی تاسه نیمه شب بیدار بودی 

الان هم یک ماه ونیمه (نیمه دوم خرداد) از پوشک گرفتمت ولی هنوز پروسه اش ادامه داره مشکل وقتیه که میخوای از خواب بیدار شی خیس میکنی ولی تو بیداری می گی جیش دارم دم در دستشویی می ایستی شلوارتو در میاری دم پایی کوچولو ها رو پات میکنی میری بیرون از .. میشینی

منو بغل میکنی می بوسی میگی دوسوت دارم مامانی عسیزم این کارو  که میکنه می خوام بخورمش

مامان آمایه (سمیه) 

بابا قاسم(با فتحه)

محمد آباد (محمد جواد)

الان که تایپ میکنم هم میبینم که خیلی هم تعریف نداره 

آب می خوام=آب بخوام 

جیش دارم=جیش کردم (آخ اون موقعه اس که من سکته میزنم هنوز بعضی فعلا رو جا به جا میگی)

بهت میگم خرگوش چی میخوره؟میگی عبیچ 

پسندها (2)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مغز بادام می باشد